برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ribbon به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ribbon
The ribbon was cut and the new station was officially open.
روبان بریده شد و استادیوم جدید رسما افتتاح شد.
(اسم) (در آمریکا) نوعی روبان که به نشان پیروزی و جایزه بابت یک مسابقه داده میشود (تصویر زیر – مثال اول) – چیزی که دراز و باریک است - be cut/torn to ribbons تکه تکه شدن (مثال دوم)
For the third time she won the blue ribbon.
برای سومین بار او روبان آبی برندی شد. (قهرمان شد - روبان آبی یعنی اول شد – ربان قرمز یعنی دوم، سفید یعنی سوم و زرد یعنی چهارم)
Her pants were torn/cut to ribbons.
شلوار او قارچ قارچ شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ribbon، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام





