برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی resignation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل resignation
(اسم) استعفا (دو مثال اول) – حس تسلیم یا پذیرش چیزی که کاری نمیتوان برای تغییر آن کرد (مثال سوم)
a letter of resignation
یک استعفا نامه
I handed in/gave in/sent in my resignation yesterday.
من دیروز استعفای خود را تقدیم کردم.
They received the news with resignation.
آن ها اخبار را دریافت کردند و تسلیم شدند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره resignation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

