برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی replacement به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل replacement
(اسم) عمل تعویض یا جایگزینی
replacement windows
تعویض پنجره ها
a replacement for the injured player
یک تعویضی برای آن بازیکن مصدوم
The hardest part will be to find a replacement.
سختترین قسمت کار پیدا کردن یک جایگزین خواهد بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره replacement، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

