برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی regulate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل regulate
(فعل) تنظیم کردن، قانونگذاری کردن (دو مثال اول) – کنترل کردن سرعت یا دما یا فشار و ... چیزی (مثال سوم)
The government regulates food safety.
دولت ایمنی مواد غذایی را تنظیم میکند. (دولت با قوانین و مقررات، بر ایمنی مواد غذایی نظارت و کنترل دارد)
This valve regulates the flow of water.
این شیر جریان آب را تنظیم میکند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره regulate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


