برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی refresh به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل refresh
(فعل) انرژی دادن به کسی، سرحال آوردن کسی بعد از مدتی خستگی یا گرما (دو مثال اول) – پر کردن دوباره لیوان و غیره کسی، نوشیدنی بیشتری به کسی دادن (مثال سوم) - refresh someone's memory یادآوری کردن به کسی، به یادآوری چیزی کمک کردن (مثال چهارم) – بازنشانی کردن در اصطلاحات کامپیوتری
She refreshed herself with a cool shower.
او با یک دوش آب سرد، خودش را سر حال آورد.
Sleep refreshes the body.
خواب به بدن انرژی دوباره میدهد.
Let me refresh your glass.
اجازه دهید لیوان شما را مجدد پر کنم. (اجازه دهید مجددا برای شما نوشیدنی بریزم)
She had to refresh her memory by looking at her notes.
او برای یادآوری، باید به نوشته های خود نگاه میکرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره refresh، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


