برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی reform به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل reform
(فعل) اصلاح کردن (مثال اول) – اصلاح کردن رفتار (مثال دوم)
reform
اسم
reforms
(اسم) اصلاح
Some reforms were made to revive the economy.
اصلاحاتی برای احیای اقتصاد اتخاذ شد.
far-reaching/major/sweeping reforms
اصلاحات گسترده
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره reform، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

