برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی reflection به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل reflection
(اسم – در بریتیش به صورت reflexion نیز نوشته میشود) انعکاس تصویر (مثال اول) – چیزی که اثر یا وجود یا مشخصه ای از چیز دیگری را نشان میدهد (در این کاربرد معمولا با of همراه است - مثال دوم) - a reflection on someone/something چیزی که باعث میشود مردم درباره شما یا کسی بد فکر کنند (مثال سوم) – تفکر، اندیشه (مثال چهارم)
He was looking at his reflection in the mirror.
او داشت به تصویر خود در آینه نگاه می کرد.
Your clothes are often a reflection of your personality.
لباسهای شما معمولا بازتابی از شخصیت شما است.
His bad behavior is a reflection on all of us.
بد رفتاری او باعث می شود همه درباره کل ما نظر بدی داشته باشند.
He had no time for reflection.
او فرصتی برای تامل نداشت.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


