برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rear به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rear
(صفت) پشتی، پشت یا عقب چیزی (دو مثال اول) – ماتحت آدم - bring up the rear آخرین نفر
rear
فعل
rears; reared; rearing
(فعل) تربیت کردن یا پرورش دادن یک فرد یا یک حیوان (مثال اول) – دو پا ایستادن یک حیوان (مثال دوم) – بلند کردن، بلند شدن (مثال سوم) - rear its ugly head آشکار شدن، بروز کردن
I was reared in east Texas.
من در شرق تگزاس بزرگ شدم.
The horse reared in fright.
آن اسب از ترس سر دست زد. (روی دو پا ایستاد)
to rear a ladder
بلند کردن نرده بام
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rear، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

