برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی razor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل razor
(اسم) تیغ اصلاح مو (مثال اول) - razor's edge یا razor edge برای توصیف یک شرایط پر مخاطره (مثال دوم و سوم)
a disposable/safety razor
تیغ یک بار مصرف/تیغ ایمنی (دارای یک محافظ فلزی برای کاهش خطر بریدگی)
The economy is on a razor edge right now.
اقتصاد در شرایطی بسیار حساس و بحرانی قرار دارد.
Politically we are on a razor edge.
از نظر سیاسی ما روی لبه تیغ قرار داریم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره razor، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



