عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل rat

rat

اسم

US تلفظ صوتی/ˈræt/

rats

(اسم) موش صحرایی (مثال اول) - آدم خائن یا جاسوس (مثال دوم) - look like a drowned rat مثل یک موش آبکشیده، خیلی خیس - smell a rat شک کردن (مثال سوم)

A rat ran across the floor.

یک موش صحرایی از روی زمین دوید.

He’s a rat! He betrayed his friends.

او خائن است! او به دوستانش خیانت کرد.

Keep everything normal. I don’t want her to smell a rat.

همه چیز را عادی نگه دارید. نمی‌خواهم او شک کند.

rat

فعل

rats; ratted; ratting

(فعل) لو دادن

I am trying to find out who ratted on me.

من سعی دارم بفهمم چه کسی مرا لو داده است.

Someone ratted her out to the police.

فردی او را به پلیس لو داده است.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی