برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rabbit به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rabbit
a rabbit hole
یک سوراخ خرگوش
a rabbit hutch
یک کلبه خرگوش
a rabbit coat
یک کت از جنس پوست خرگوش
rabbit
فعل
rabbits; rabbited; rabbiting
(فعل) rabbit on درباره چیز کمارزش یا خستهکننده ای برای مدتی طولانی حرف زدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rabbit، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


