برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی quarrel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل quarrel
(اسم) نزاع یا اختلاف همراه با عصبانیت (مثال اول) – یک دلیل برای مخالفت یا نزاع درباره چیزی (مثال دوم و سوم)
Jim left after a quarrel with his wife.
جیم بعد از دعوا با همسرش از خانه خارج شد.
I have no quarrel with the court’s verdict.
من دلیلی برای مخالفت با رای دادگاه ندارم.
The brothers eventually patched up their quarrel.
برادرها بالاخره به اختلاف بین خود پایان دادند. (patch up a quarrel یعنی پایان دادن به اختلاف یا حل و فصل کردن آن)
quarrel
فعل
quarrels; US quarreled or British quarrelled; US quarreling or British quarrelling
(فعل) نزاع یا دعوا کردن یا مخالفت کردن
I don't want to quarrel with you.
من قصد نزاع با تو را ندارم.
He quarreled with everyone in the neighborhood.
او با همهی محل دعوا داشت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quarrel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


