برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی purse به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل purse
(اسم) کیف پول زنانه که برای حمل مقداری پول و وسایل شخصی مثل برخی لوازم آرایشی کوچک استفاده می شود – پول در دسترس یک کشور یا شرکت یا فرد (مثال دوم) – پولی که به برنده یک مسابقه داده میشود (مثال سوم) - holds/controls the purse strings مدیریت کردن منابع مالی - tightens the purse strings محدود کردن منابع مالی - loosens the purse strings پول بیشتری خرج کردن
I dug the money out of my purse.
من از کیف پول خودم، پول را بیرون آوردم. (برای درک بصری بهتر از انواع کیف به این تصاویر مراجعه کنید)
the public purse
بیت المال (خزانه دولت)
a car race with a million dollar purse
یک مسابقه ماشین با جایزه یک میلیون دلاری
purse
فعل
purses; pursed; pursing
(فعل) غنچه کردن لب ها
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


