برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی province به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل province
(اسم) استان (مثال اول) - حوزه، قلمرو (محدوده مسئولیت یا تخصص - مثال دوم) - the provinces بخش هایی از یک کشور که جزء پایتخت کشور نیستند (مثلا در ایران، هر جایی خارج از استان تهران را مناطق حاشیهای میگویند.)
The province has its own government.
این استان دولت محلی خود را دارد.
That’s outside my province of expertise.
این موضوع خارج از حوزه تخصص من است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره province، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


