تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل prompt

prompt

فعل

US تلفظ صوتی/ˈprɑːmpt/

prompts; prompted; prompting

(فعل) تصمیم به کاری گرفتن، بر انگیختن (مثال اول) – باعث کاری شدن (مثال دوم) – تهییج کردن (مثال سوم) – خطوط نمایش نامه را برای بازیگری که آن را فراموش کرده خواندن (مثال چهارم) – (در کامپیوتر) با نشان دادن یک پیام، کاربر را راهنمایی کردن

What prompted you to buy that car?

چه شد که تصمیم گرفتید که این خودرو را بخرید.

The evidence prompted a criminal investigation.

این مدرک موجب تحقیقات جنایی شد. (باعث شد تا تحقیقات صورت بگیرید)

He was too nervous to speak and had to be prompted.

او خیلی مضطرب بود و باید تهییج میشد.

I forgot my line and had to be prompted.

من دیالوگ خودم را فراموش کردم و باید به من یادآوری میشد.

prompt

صفت

prompter; promptest

(صفت) فوری (مثال اول) – وقت شناس (مثال دوم)

a prompt response

یک پاسخ فوری

Try to be prompt (=punctual) because we'll be very short of time.

سعی کنید وقت شناس باشید، چون وقتمان خیلی کم است.

prompt

اسم

prompts

(اسم) دیالوگ های فراموش شده یک بازیگر که به او رسانده میشود – پیام سیستم کامپیوتری برای راهنمایی

prompt

قید

(قید) دقیقا سر ساعت

در بخش نظرات پایین صفحه درباره prompt، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته