برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی presume به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل presume
(فعل) فکر کردن و فرض کردن در شرایط منطقی (believe – دو مثال اول) – کاری را که می دانید که نباید انجام دهید را انجام دادن، جسارت کردن (مثال سوم و چهارم)
‘Is he still abroad?’ ‘I presume so.’
آیا او هنوز خارج از کشور هست؟ به نظرم هست.
Their niece was missing, presumed dead.
خواهرزاده آنها گم شده بود و گمان می رفت که مرده باشد.
I don't wish to presume, but don't you think you should apologize to him?
نمی خواهم بی ادبی کنم ولی به نظرت بهتر نیست از او عذرخواهی کنی؟
I wouldn't presume to tell you how to run your own business.
من جسارت نخواهم کرد که به تو بگویم که چطور باید کارت مدیریت کنی.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره presume، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

