برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی peer به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل peer
(اسم) همتا (کسی که متعلق به یک گروه از هم سن و سال ها یا یک طبقه اجتماعی مشترک با کس دیگری است)
He consulted his peers.
او با همتایانش مشورت کرد.
her academic peers
همکلاسیهای او
Peer pressure is strong among young people.
تأثیر همسالان بر جوانان بسیار قوی است. (peer pressure تأثیر یا فشار اجتماعی که گروه همسالان بر فرد وارد میکنند مثل تغییر ظاهر یا رفتار برای مطابقت با گروه)
peer
فعل
peers; peered; peering
(فعل) با دقت و از نزدیک به چیزی که دیدن آن دشوار است نگاه کردن
We peered into the shadows.
ما به سایه ها نگاه کردیم.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


