برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی peel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل peel
(فعل) پوست کندن میوه و سبزیجات و غیره (مثال اول) – پوشش یا پوسته و غیره چیزی را کندن یا جدا کردن (مثال دوم) – پوست پوست شدن بخشی از بدن (مثال سوم) - keep your eyes peeled/skinned for با دقت به چیزی نگاه کردن (مثال آخر)
Have you peeled the potatoes?
آیا سیب زمینیها را پوست کندهای؟
They peeled the old wallpaper off.
آنها کاغذدیواریهای قدیمی را کندند.
My back is peeling.
کمرم پوست پوست شده است.
They should be arriving any minute, so keep your eyes peeled.
آنها هر لحظه ممکن است برسند، پس با دقت نگاه کن. (حواست به در یا جاده باشد)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


