برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی output به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل output
(اسم) بازده (مثال اول) – تولید یا محصول چیزی یا کسی (مثال دوم) – خروجی (مثال سوم و چهارم)
the output of an engine
بازده یک موتور
China’s agricultural output
تولیدات کشاورزی چین
computer/print output
خروجی کامپیوتر/چاپ
the television's video and audio outputs
خروجی تصویر و صوت تلویزیون (پورت های خروجی تلویزیون)
output
فعل
outputs; outputted or output; outputting
(فعل) (در مورد یک کامپیوتر) خروجی یا نتیجه تولید کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره output، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


