برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nuisance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nuisance
(اسم) یک چیز یا فرد آزاردهنده (مثال اول) - make a nuisance of yourself ایجاد مزاحمت کردن برای کسی (مثال آخر)
The dog next door are a real nuisance.
سگ همسایه بغلی واقعاً آزاردهنده است.
nuisance calls
تماس های مزاحمی
Stop making a nuisance of yourself!
اینقدر با رفتارت برای بقیه ایجاد مزاحمت نکن!
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nuisance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


