برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mushroom به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mushroom
(اسم) قارچ
wild mushrooms
قارچ های وحشی
mushroom soup
سوپ قارچ
mushroom
فعل
mushrooms; mushroomed; mushrooming
(فعل) به سرعت پیش رفتن یا افزایش پیدا کردن
The cloud of smoke went mushrooming up.
آن ابر دود به سرعت بزرگ شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mushroom، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

