برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mortgage به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mortgage
(اسم) وامی که برای خرید خانه از بانک یا موسسه ای دریافت می کنید
a monthly mortgage payment
بازپرداخت ماهیانه وام مسکن
They’ve taken out a 20-year mortgage.
آن ها یک وام مسکن با بازپرداخت 20 ساله گرفتهاند.
mortgage
فعل
mortgages; mortgaged; mortgaging
(فعل) با رهن کردن خانه یا ملک خود وام گرفتن (مثال اول) - mortgage the/somebody’s future با انجام کاری یا گرفتن پولی، کس یا کسانی را در آینده دچار مشکل کردن (مثال دوم)
He mortgaged his house in order to buy the restaurant.
او خانه اش را در رهن بانک قرار داد و پول گرفت تا آن رستوران را بخرد.
The city has mortgaged its future to pay for the new stadium.
شهر (شهرداری) پول قرض کرد تا هزینه استادیوم جدید را پرداخت کند. (بازپرداخت این وام بر عهده آیندگان خواهد بود)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mortgage، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

