برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mortgage به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mortgage
(اسم) وامی که برای خرید خانه از بانک یا موسسه ای دریافت می کنید
a monthly mortgage payment
بازپرداخت ماهیانه وام مسکن
They’ve taken out a 20-year mortgage.
آن ها یک وام مسکن با بازپرداخت 20 ساله گرفتهاند.
mortgage
فعل
mortgages; mortgaged; mortgaging
(فعل) با رهن کردن خانه یا ملک خود وام گرفتن (مثال اول) - mortgage the/somebody’s future با انجام کاری یا گرفتن پولی، کس یا کسانی را در آینده دچار مشکل کردن (مثال دوم)
He mortgaged his house in order to buy the restaurant.
او خانه اش را در رهن بانک قرار داد و پول گرفت تا آن رستوران را بخرد.
The city has mortgaged its future to pay for the new stadium.
شهر (شهرداری) پول قرض کرد تا هزینه استادیوم جدید را پرداخت کند. (بازپرداخت این وام بر عهده آیندگان خواهد بود)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


