برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی moonlight به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل moonlight
(اسم) نور ماه (مثال اول) - do a moonlight flit فرار کردن مخصوصا به دلیل بدهی (بریتیش – مثال دوم)
The young lovers sat in the moonlight (by moonlight).
آن دو عاشق جوان زیر نور ماه نشستند.
When I called to get the money he owed me, I found he’d done a moonlight flit.
وقتی برای گرفتن پولی که به من بدهکار بود با او تماس گرفتم فهمیدم که در رفته است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره moonlight، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

