برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی module به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل module
(اسم) ماژول، واحد (بخشی مستقل که بخشی از یک سیستم بزرگتر است، مثل نرمافزار یا آموزش)
This course has five modules.
این دوره پنج ماژول دارد.
a memory module for storing information
یک ماژول حافظه برای ذخیره اطلاعات
a lunar landing module
بخشی از فضاپیما که برای فرود روی سطح یک کره طراحی شده است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره module، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


