برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mode به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mode
(اسم) روش، راه، شیوه (سه مثال اول) – حال یا حس خاصی (مثال چهارم)
different modes of thought
شیوه های مختلف تفکر
a new mode of travel
روش جدید برای سفر کردن
The VCR has two different recording modes.
این دستگاه ضبط دوربین مداربسته دارای دو روش (مُد) مختلف ضبط کردن است.
to be in holiday mode
حس و حال تعطیلات را به خود گرفتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mode، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


