برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی microwave به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل microwave
(اسم) اجاق مایکروویو (microwave oven هم گفته میشود - مثال اول) – (فیزیک) امواج مایکروویو، ریزموج
I’ll heat it up in the microwave.
من این را درون مایکروویو گرم میکنم.
microwave
فعل
microwaves; microwaved; microwaving
(فعل) درون اجاق مایکروویو غذا را پختن یا گرم کردن
Should I microwave something for dinner?
چیزی برای شام آماده کنم؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره microwave، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


