برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی made به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل made
made
فعل
(فعل) شکل گذشتهی فعل "make" (ساختن/درست کردن) است
She made a cake for the party.
او برای مهمانی یک کیک درست کرد.
They made a big mistake.
آنها یک اشتباه بزرگ مرتکب شدند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره made، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
