برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lunchtime به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lunchtime
(اسم) وقت ناهار، ساعتی که معمولا مردم ناهار می خورند
It was almost the end of lunchtime.
تقریبا انتهای ناهارخوری بود. (کمی از ظهر گذشته بود)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lunchtime، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


