برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی log به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل log
(اسم) تنه درخت، کنده، قسمت ضخیم درخت (مثال اول) – گزارش ثبت وقایع یک کشتی یا هواپیما که توسط ملوان یا خلبان ثبت می شود (مثال دوم) – گزارش عملکرد یا فعالیت (مثال سوم) - it’s as easy as falling off a log خیلی راحت - sleep like a log خواب خیلی خوبی داشتن – لگاریتم در ریاضی
a log cabin
یک کلبه ساخته شده از کنده درخت
the ship's log
گزارش سفر کشتی
a computer log
گزارش لحظه به لحظه فعالیت کامپیوتر
log
فعل
logs; logged; logging
(فعل) قطع کردن درخت – ثبت کردن وقایع (مثال اول) – موفق شدن، پیروز شدن - log out/off ارتباط خود را با یک کامپیوتر یا یک سیستم قطع کردن - log in/on وارد شدن به یک کامپیوتر یا یک سیستم (مثال دوم)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


