برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lighten به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lighten
معنی lighten
(فعل) روشن تر شدن (مثال اول) - lighten burden, load, workload, etc وضعیتی را برای کسی تسهیل کردن، کاری را آسان کردن (مثال دوم) – از غم یا وضعیت دشواری کاستن (مثال سوم) – کم نیرو شدن (مثال چهارم) - lighten up خودمانی شدن، از جدیت درآمدن (مثال آخر)
The sky began to lighten in the east.
آسمان از سمت مشرق شروع به روشن تر شدن کرد.
equipment to lighten the load of domestic work
تجهیزاتی که کارهای خانه را تسهیل میکنند
lighten the atmosphere/conversation
جو/گفتگو را آرام کردن
The wind lightened a bit.
باد کمی فروکش کرد.
You need to lighten up a bit.
تو باید کمی ریلکس کنی.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lighten، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

