برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی lid به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lid
(اسم) درِ یک جعبه، قوطی و غیره (مثال اول) – پلک چشم (eyelid) - blow/take the lid off something چیز ناخوشایندی که مخفی شده بود را برملا کردن (مثال دوم) - keep a/the lid on something کنترل کردن چیزی به طوری که افزایش نیابد (مثال سوم) - put the lid on something موجب شکست چیزی یا طرحی شدن، جلوی چیزی را گرفتن (مثال چهارم)
Put a lid on the dustbin.
در آشغالدان را بگذار.
The investigation blew the lid off corruption in the city.
تحقیقات، فساد مخفی شده در شهرداری را برملا کرد.
keeping the lid on inflation
جلوی افزایش تورم را گرفتن
The government used the army to put a lid on the rebellion.
دولت از ارتش استفاده کرد تا شورشیان را سرکوب کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lid، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


