برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی leap به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل leap
(فعل) پریدن (دو مثال اول) – حرکت کردن سریع یا ناگهانی (مثال سوم) – به سرعت برای کمک یا حفاظت و غیره وارد عمل شدن (مثال چهارم)
The cat leaped onto the wall.
گربه روی دیوار پرید.
He leaped across the river.
او از روی رودخانه پرید.
He leaped out of bed when he heard the alarm.
وقتی صدای زنگ را شنید، از تخت بیرون پرید.
She leaped to her friend's defense.
او به سرعت برای دفاع از دوستش وارد عمل شد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) افزایش پیدا کردن یا پیشرفت کردن ناگهانی (مثال اول) - leap at the chance/opportunity به سرعت از فرصتی استفاده کردن (مثال دوم) - leap out at someone به سرعت متوجه چیزی شدن (مثال سوم) - somebody’s heart leaps خوشحال شدن
leap
اسم
leaps
(اسم) پرش (مثال اول) – افزایش شدید ناگهانی (مثال دوم) – جهش، پیشرفت یا تغییر بزرگ (مثال سوم و چهارم)
He took a leap over the fence.
او با یک پرش از روی حصار عبور کرد.
a leap in prices/profits
افزایش شدید ناگهانی در قیمتها/سود
A leap in technology has transformed our lives.
یک جهش در فناوری، زندگی ما را متحول کرده است.
The first moon landing was a great leap into the unknown for humanity.
اولین فرود روی ماه یک جهش بزرگ به سوی ناشناختهها برای بشریت بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) leap of faith یک تصمیم پرریسک که بر اساس اعتماد یا امید گرفته شود (مثال اول) - by/in leaps and bounds خیلی سریع - a leap in the dark اقدام یا ریسکی که بدون شناخت آن کار یا نتیجه حاصله اتخاذ میشود (مثال دوم)
It took a big leap of faith to decide to quit my job and try something new.
تصمیم به ترک شغلم و امتحان کردن کاری جدید نیاز به یک ریسک بزرگ و اعتماد به خود داشت.
Voters have taken a leap in the dark by electing outsiders with little or no political experience.
رایدهندگان با انتخاب افرادی که تجربه سیاسی کمی دارند یا هیچ تجربهای ندارند، یک ریسک بزرگ کردهاند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


