برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ladle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ladle
(اسم) ملاقه
a soup ladle
ملاقه سوپ
ladle
فعل
ladles; ladled; ladling
(فعل) با ملاقه خورش یا سوپ و غیره را در ظرفی ریختن
My father ladled some soup into my plate.
پدرم کمی سوپ با ملاقه در کاسهام ریخت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ladle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

