برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی kneel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل kneel
معنی kneel
(فعل) زانو زدن
She knelt by the bed and prayed.
او کنار تخت زانو زد و دعا کرد.
She knelt down to look under the bed for her ball.
او برای پیدا کردن توپش زانو زد و زیر تخت را نگاه کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kneel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

