برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی kitty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل kitty
(اسم) گربه کوچک، پیشی (عامیانه برای بچهگربه) – کل پولی که از مردم برای کار خاصی جمع آوری میشود (مثال دوم)
The little kitty is sleeping in the basket.
بچهگربه کوچک در سبد خوابیده است.
We all contributed to the kitty for the birthday party.
همه ما برای جشن تولد پول جمع کردیم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kitty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


