برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی kingdom به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل kingdom
معنی kingdom
(اسم) یک کشور پادشاهی (مثال اول) - the animal/plant/mineral kingdom هر یک از سه قلمروی که جهان طبیعت به آن تقسیم میشود - the kingdom of heaven/God عرش یا عالم ملکوت - blow somebody/something to kingdom come چیزی یا کسی را با انفجار از بین بردن (مثال دوم) - till/until kingdom come تا ابد – یک حوزه فعالیت (مثال سوم)
the Kingdom of Jordan
پادشاهی اردن
The truck was blown to kingdom come.
کامیون منفجر شد و نابود گشت.
the kingdom of the mind
قلمرو ذهن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kingdom، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


