برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی kingdom به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل kingdom
معنی kingdom
(اسم) یک کشور پادشاهی (مثال اول) - the animal/plant/mineral kingdom هر یک از سه قلمروی که جهان طبیعت به آن تقسیم میشود - the kingdom of heaven/God عرش یا عالم ملکوت - blow somebody/something to kingdom come چیزی یا کسی را با انفجار از بین بردن (مثال دوم) - till/until kingdom come تا ابد – یک حوزه فعالیت (مثال سوم)
the Kingdom of Jordan
پادشاهی اردن
The truck was blown to kingdom come.
کامیون منفجر شد و نابود گشت.
the kingdom of the mind
قلمرو ذهن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره kingdom، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

