برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی jewel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل jewel
معنی jewel
(اسم) سنگ قیمتی، جواهر (gem - مثال اول) – جواهر (مثال دوم) – کسی یا چیزی که بسیار ارزشمند است (مثال سوم) - the jewel in the crown جذاب ترین یا ارزشمند ترین بخش چیزی
rubies, emeralds and other jewels
یاقوت، زمرد و دیگر جواهرات
She loved dressing up and wearing priceless jewels.
او لباس رسمی پوشیدن و به تن کردن جواهرات ارزشمند را دوست داشت.
Sarah, you are a jewel.
سارا، تو یک جواهری.
Her achievements are astonishing and this book is the jewel in the crown.
دستاورد او شگفتانگیز است و این کتاب ارزشمندترین آن ها است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره jewel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



