برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی jelly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل jelly
(اسم) مربا – ژله یا لرزانک (در آمریکایی Jell-O - مثال دوم) – هر ماده ژله مانند (مثال سوم) – jellies یا jelly shoes پاپوش پلاستیکی که در جایی مانند ساحل پوشیده میشود، دمپایی ساحلی
a jar of mango jelly
یک شیشه مربای انبه
raspberry jelly
ژله تمشک
lubricating jelly
ژله روانکاری (مثل وازلین petroleum jelly)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره jelly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

