برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی isolate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل isolate
(فعل) جدا کردن (مثال اول) - منزوی کردن (مثال آخر)
They isolated the compound in the lab.
آنها ترکیب را در آزمایشگاه جدا کردند.
Certain patients must be isolated in a separate ward.
برخی از بیماران باید در بخش جداگانهای قرنطینه شوند.
Scientists have isolated the gene/virus that causes the disease.
دانشمندان ژن/ویروسی را که باعث این بیماری میشود، جدا کردهاند.
He isolated himself from others.
او خود را از دیگران منزوی کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره isolate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

