برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی isolate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل isolate
(فعل) جدا کردن (مثال اول) - منزوی کردن (مثال آخر)
They isolated the compound in the lab.
آنها ترکیب را در آزمایشگاه جدا کردند.
Certain patients must be isolated in a separate ward.
برخی از بیماران باید در بخش جداگانهای قرنطینه شوند.
Scientists have isolated the gene/virus that causes the disease.
دانشمندان ژن/ویروسی را که باعث این بیماری میشود، جدا کردهاند.
He isolated himself from others.
او خود را از دیگران منزوی کرد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


