برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی isolate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل isolate
(فعل) جدا کردن (مثال اول) - منزوی کردن (مثال آخر)
They isolated the compound in the lab.
آنها ترکیب را در آزمایشگاه جدا کردند.
Certain patients must be isolated in a separate ward.
برخی از بیماران باید در بخش جداگانهای قرنطینه شوند.
Scientists have isolated the gene/virus that causes the disease.
دانشمندان ژن/ویروسی را که باعث این بیماری میشود، جدا کردهاند.
He isolated himself from others.
او خود را از دیگران منزوی کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره isolate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

