برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی inventor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل inventor
معنی inventor
(اسم) مخترع، مُبدع
Marconi was the inventor of radio.
مارکونی مخترع رادیو بود.
Alfred Nobel was the inventor of dynamite.
آلفرد نوبل مخترع دینامیت بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره inventor، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

