برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی interference به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل interference
معنی interference
(اسم) دخالت در چیزی یا جایی که مورد پذیرش نیست (مثال اول) – نویز یا پارازیت یا هر سیگنال الکتریکی ناخواسته که باعث اختلال در صدا یا تصویر ارسالی برای رادیو یا تلویزیون می شود – سد کردن مسیر یک بازیکن به صورتی که خطا باشد - run interference جلوتر از بازیکن فوتبال آمریکایی حرکت کردن به منظور دور کردن بازیکنان حریف و راه باز کردن حامل توپ
political interference in legal proceedings
دخالت سیاسی در روندهای قانونی
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


