برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی interference به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل interference
معنی interference
(اسم) دخالت در چیزی یا جایی که مورد پذیرش نیست (مثال اول) – نویز یا پارازیت یا هر سیگنال الکتریکی ناخواسته که باعث اختلال در صدا یا تصویر ارسالی برای رادیو یا تلویزیون می شود – سد کردن مسیر یک بازیکن به صورتی که خطا باشد - run interference جلوتر از بازیکن فوتبال آمریکایی حرکت کردن به منظور دور کردن بازیکنان حریف و راه باز کردن حامل توپ
political interference in legal proceedings
دخالت سیاسی در روندهای قانونی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره interference، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

