برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی insure به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل insure
معنی insure
(فعل) بیمه کردن (مثال اول) – اطمینان دادن – قطعی کردن، تضمین کردن (ensure – مثال دوم)
He insured the house.
او خانه را بیمه کرد.
We hope that careful planning will insure success.
ما امیدواریم که برنامه ریزی دقیق، پیروزی را تضمین خواهد کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره insure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


