برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی honesty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل honesty
(اسم) صداقت (دو مثال اول) - in all honesty برای تاکید در درستی جمله یا حرفی (مثال سوم)
Her honesty made her well-respected in the community.
صداقت او باعث شد که در جامعه احترام زیادی به او بگذارند.
Honesty doesn't mean being brutally frank, but it does mean being truthful.
صداقت به این معنی نیست که به طور بیرحمانه صریح باشیم، بلکه به این معنی است که حقیقت را بگوییم.
In all honesty, I don't know what she's talking about.
واقعاً نمی دانم او درباره چه چیزی دارد حرف میزند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره honesty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


