برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی homecoming به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل homecoming
(اسم) بازگشت به خانه (مثال اول) – جشنی که برای دانشجویان یا دانش آموزان سابق برگزار می شود
He felt no sense of homecoming.
او احساس بازگشت به خانه نکرد. (مثلا به دلیل عدم تعلق یا نارضایتی از شرایط)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره homecoming، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


