برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hoe به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hoe
(اسم) بیلچه (ابزار کشاورزی)
The farmer used a hoe to dig the soil.
کشاورز از یک بیلچه برای کندن خاک استفاده کرد.
hoe
فعل
hoes; hoed; hoeing
(فعل) با بیلچه کار کردن
The garden has to be hoed.
این باغچه باید شخم زده شود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hoe، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

