برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hindrance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hindrance
(اسم) کسی یا چیزی که موقعیتی را دشوار می کند
Travelers can move through the country without hindrance.
مسافران می توانند بدون محدودیت به همه جای کشور بروند.
Higher rates have been a hindrance to economic growth.
نرخ های بهره بالا مانعی برای رشد اقتصادی بوده اند.
To be honest, he was more of a hindrance than a help.
راستش را بخواهید او بیشتر یک مشکل بود تا یک کمک.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


