برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی haste به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل haste
(اسم) عجله، شتاب که ممکن است باعث اشتباه شود (hurry – دو مثال اول) - make haste عجله کردن
Why all the haste?
این همه عجله برای چیست؟
She left in haste, without even saying goodbye.
او با عجله رفت، بدون حتی خداحافظی کردن.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره haste، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

