برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی harvest به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل harvest
(اسم) فصل برداشت محصول کشاورزی (مثال اول) – محصولی که از زمین جمع آوری شده است (مثال دوم) - reap a harvest نتیجه خوب یا بد از کاری کسب کردن
It is time for the harvest.
اکنون فصل برداشت محصول است.
a harvest of wheat
محصول گندم
harvest
فعل
harvests; harvested; harvesting
(فعل) برداشت کردن محصول (مثال اول) – برداشت کردن یا جمع کردن چیزی
It is time to harvest the wheat.
اکنون زمان برداشت گندم است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره harvest، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

