برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی harden به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل harden
(فعل) سفت شدن یا سفت کردن (مخالف soften – مثال اول) – جدی تر شدن، مصمم تر شدن (مثال دوم) – بی احساس یا بی عاطفه کردن (مثال سوم)
The mixture hardens as it cools.
این محلول وقتی سرد شود سفت میشود.
The news has hardened opposition to the government.
آن اخبار، مخالفین را نسبت به دولت مصمم تر کرده است.
Try not to harden your heart against him.
سعی کن نسبت به او دلسوز نباشی.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد صدا یا حالت چهره و غیره) خشن شدن، جدی شدن
Her face hardened momentarily, then she looked away.
چهره او برای لحظه ای خشن شد و سپس روی خود را برگرداند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره harden، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


