برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی harbor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل harbor
(اسم – در بریتیش harbour) بندر یا بندرگاه یا لنگر گاه یا هر قسمتی از دریا یا اقیانوس که به اندازه کافی عمق دارد و محل پهلو گرفتن کشتی ها است و به نوعی پارکینگ آن ها هم محسوب میشود - safe harbor جایی که محل آسایش و امنیت است
to enter/leave harbor
وارد بندر شدن/از بندر خارج شدن
harbor
فعل
harbors; harbored; harboring
(فعل) به کسی پناه دادن یا مخفی کردن (مثال اول) – داشتن یک احساس یا فکری برای مدتی طولانی (مثال دوم) – داشتن، همراه داشتن یا حاوی چیزی بودن (مثال سوم)
to harbor a criminal
پناه دادن به یک مجرم
He still harbored doubts about her honesty.
او هنوز تردیدهایی درباره صداقت او دارد.
Your dishcloth can harbor many germs.
دستمال ظروف شما می تواند حاوی میکروب های زیادی باشد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره harbor، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



